حسین تابنده در رساله رفع شبهات پس از ذکر این چهار حدیث انکار تصوف که در پست قبلی بیان شد، می گوید:
(و امثال اینها كه در بعض كتب مذكور است. ولی در اینجا خوب است كسی كه حقیقةً در صدد فهم مطلب و جستجوی حقیقت است كنجكاوی بیشتری كند و غور در اطراف این مطلب بنماید كه در شبهه یا خطا واقع نشود، چون برای فهم اخبار و پی بردن به صحّت و سُقم آنها لازم است:
اولاً) محیط و زمان و منظور و مقصود را باید در نظر گرفت؛
ثانیاً) جستجو كرد كه اگر اخباری معارض آنها باشد، اگر بتوان بین آنها جمع نموده بدان رفتار كرد و گرنه بادلّه تعادل و تراجیح كه در اصول مفصّلاً مذكور است رجوع شود و هر كدام مورد ترجیح قرار گیرد بدان عمل شود؛
ثالثاً) دراین قبیل موارد كه مربوط به كفر وایمان است، احتیاط راباید رعایت كرد و به زودی حكم به كفر یا فسق یك دسته ننمود، چنانكه حدود نیز به شبهه مرتفع ميشود. و در این قبیل اخبار بر خلاف اخبار ادلّه سنن كه در آن تسامح ميشود باید دقت كامل كرد و تا یقین بدان پیدا نشود یاعملی كه دلیل قاطع بر ذمّ صاحب آن باشد دیده نشود، نباید حكم به كفر یا فسق نمود.
رابعاً) باید تحقیق كرد و صفاتی را كه در اخبار مورد ذمّ قرار گرفته ملاك قرار داد كه در هر جا وجود داشت صاحب آن را ذم نمود.
بنابراین به اخباری هم كه بر خلاف اخبار مذكوره بالا در مدح تصوّف رسیده و بزرگانی از علما مانند ابن ابی جمهور احساوی و غیره آن را نقل نمودهاند بایدمراجعه نمود و روش احتیاط یا قانون تعادل و تراجیح را بكار بست؛ مانند ...)[1]
سپس همین چهار حدیث را ذکر می کند و ادامه می دهد: ...
[1]- نقل از رساله رفع شبهات، تألیف: آقای سلطان حسین تابنده رضاعلیشاه ثانی، چاپ پنجم، تهران، انتشارات حقیقت، ۱۳۷۷، ص66- 67.
ادامه مطلب...
با این همه روایاتی که در رد و انکار و مذمت صوفیه وارد شده است، بسیار عجیب است که بعضی از سران صوفیه ادعا کرده اند که « تصوف ریشه در قرآن و سنت پیامبر و ائمه معصومین (سلام الله علیهم) دارد. »[1] سپس بدون این که به آیات مورد نظرشان استناد کرده باشند ، روایاتی را به شرح زیر عنوان کرده اند:
1- رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرموده اند:
« من سرّه أن یجلس مع الله فلیجلس مع أهل التصوف »[2]
یعنی: « هر کس از همنشینی با خدا خوشحال می شود، پس باید با اهل تصوف همنشینی کند.»
2- به رسول خدا نسبت داده اند که آن حضرت فرمود:
« لا تَطعَنوا أهل التصوف و الخرق فانّ اخلاقهم اخلاق الأنبیاء و لباسهم لباس الأنبیاء.»[3]
یعنی: « بر اهل تصوف و خرقه پوشان طعن نزنید که اخلاقشان، اخلاق پیامبران و لباسشان، لباس پیامبران است.»
3- به امیر مؤمنان علی (سلام الله علیه) نسبت داده اند که فرمودند:
« التصوف أربعه أحرف: ( تاء و صاد و واو و فاء.) التاء ترک و تؤبه و تقی. و الصاد صبر و صدق و صفا. و الواو ودّ و ورد و وفا. و الفاء فرد و فقر و فناء.»[4]
یعنی: « تصوف از چهار حرف تشکیل شده است: تاء ترک دنیا و تؤبه و تقوا. و صاد صبر و راستی و صفا. و واو دوستی و خواندن ذکر و وفا به عهد. فاء تنها بود و فقر الی الله و نیستی و فانی شدن از انانیت.
4- بعضی مدعی هستند که لفظ « صوفی» در عصر امیر مؤمنان علی (سلام الله علیه) نیز متداول بوده و بر زهّاد و عبّاد اطلاق می شده است و شاید تنها مدرکی که برای استنباط ذکر کرده اند، روایتی است که در کتاب « عوالی اللئالی» از آن حضرت نقل شده است که فرموده: لفظ « صوفی» مرکب از سه حرف است (ص، و، ف) «صاد» بر سه پایه قرار دارد: صدق و صبر و صفا. «واو» نیز بر سه پایه است: وّد و ورد و وفا. «فاء» بر سه پایه قرار دارد: فرد و فقر و فنا. کسی که این معانی در او موجود باشد صوفی است.
برخی از صوفیان – که جرأت رد روایات ضد صوفیه را ندارند – می گویند این روایات مربوط به صوفیان سنّی مذهب است و ربطی به صوفیان شیعه مذهب ندارد.چنان که « زین العابدین شیروانی» صاحب کتاب « کشف المعارف» که یکی از سران صوفیه به ظاهر شیعه است، می نویسد:
« این مطلب درست است که می گویند امام رضا (سلام الله علیه) گفته است: « هر کس که در حضور او از صوفیان ذکری به میان آورد، با زبان یا دل خود آن ها را تقبیح نکند، از ما نیست و هر کس آن ها را تقبیح کند، مانند کسی است که در رکاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) با کافران می جنگد» اما باید درک کرد که روی این سخن صرفاً با صوفیان دروغین است که « آفتاب امامت را تیره می کنند» یعنی صوفی های سنی.[1] بنا به گفته ی معصوم علیشاه فرزند جانشین شیروانی « تصوف حقیقی، همان تشیع حقیقی است» تشیع امامی، وجه بیرونی راه ائمه معصوم وحقائق الهی تصوف، وجه درونی آن است.[2]
در پاسخ می گوییم:
ادامه مطلب...
غایت جهالت و نادانی صوفیه این است که می پندارند در مجلس سماع ملائکه رحمت نازل می شود (چنانچه در ترجمه جنید بغدادی آمده است) ۱ بلکه شیطان با لشکر خود در آن جا نازل می شود و آن ها را به وجد آورده که به رقص می آیند و سر بر زمین می کوبند و چنان هو هو بنمایند که کف از دهان آن ها سرازیر شود و آثار شیطانی کاملا از آن ها نمودار است، که نعره می زنند و فریاد سر دهند و بر روی یکدیگر می افتند، همانند کسی که از شراب مست شده باشد و این طریقه ای است که به هیچ عنوان در شریعت اسلام مجوزی ندارد.
عجیب است که صوفی های نسل بعد برای جلب عوام سلسله ارشاد خود را گاهی به امامان ما نسبت داده و برخی از آنان را جزء مشایخ خود شمرده اند، در حالی که نیاکانشان در حال حیات امامان با آنان معارضه می کردند و به شدت مورد غضب و رد و انکار و اعتراض آنان بودند.
یادآوری این نکته ضروری است که در میان روایات رسیده در ذمّ تصوف، دست کم سه روایت از لحاظ سندی به گونه ای است که هیچ خدشه ای در صدور آن از امام معصوم نیست و مرحوم شیخ عباس قمی، علامه مامقانی در تنقیح المقال، مرحوم خوانساری صاحب کتاب روضات الجنات ۲ و بسیاری از علمای رجال، سند این احادیث را عالی و در اصطلاح « صحیح » دانسته اند.
مضمون این روایات انکار و مذمت تمام فرق صوفیه است و تصریح به این که آن ها عموما مخالف طریقه ی اهل بیت و ائمه اطهار (سلام الله علیهم) می باشند.
[1] - سید مرتضی رازی در تبصرة العوام می فرماید: جنید گوید: "در سه موضع بر صوفیان رحمت فرود آید:
1) در سماع که ایشان آن سماع را نبینند الا از حق و برنخیزند الا به وجد.
2) هنگام طعام خوردن.
3) این که مذاکره ی ایشان در صفت اولیاء باشد.
هرگاه این صوفی مهارتش در علم و تقوا باشد، پس یقین که نزول رحمت را در هنگام غنا بداند و این امر محرم را حلال و سبب نزول رحمت حضرت ذوالجلال."
[2] - رجوع کنید به:سفینة البحار، ج3، ص142 به بعد و روضات الجنات، ج3، ص126.
احادیث دال بر ذم و ردّ تصوف
۸- در کتب معتبر روایت کرده اند که جمعی از صوفیان در خراسان به محضر امام رضا (سلام الله علیه) رسیدند و به عنوان اعتراض گفتند: مأمون فکر کرد و رأی او چنین شد که امامت و ولایت را به شما بدهد ولی امامت حق کسی است که غذای سفت بخورد و لباس زبر بپوشد و سوار خر شود و به عیادت مریض برود و شما این ها را نمی کنید. حضرت به آن ها فرمودند:
ادامه مطلب...
احادیث دال بر ذم و ردّ تصوف
7- شیخ مفید، به سند صحیح از امام علی النقی(سلام الله علیه) روایت کرده است که
« محمد بن حسین بن ابی الخطاب» گفت: در خدمت امام علی النقی (سلام الله علیه) در مسجد النبی بودم که در آن حال جمعی از اصحاب آن حضرت شرفیاب حضور آن حضرت شدند و در میان ایشان « ابو هاشم جعفری» نیز بود که او مردی بسیار بلیغ و با کمال بود و در نزد آن حضرت مقام و منزلت عظیمی داشت و چون اصحاب در کنارش قرار گرفتند، به ناگاه جمعی از صوفیه داخل مسجد شدند و حلقه زدند و مشغول ذکر گردیدند، حضرت فرمودند:
ادامه مطلب...
احادیث دال بر ذم و ردّ تصوف
4- به سند صحیح از « بزنطی» و« اسماعیل بن بزیع» از امام رضا (سلام الله علیه) روایت کرده اند که فرمودند:
« من ذُکر عنده الصوفیه و لم ینکرهم بلسانه و قلبه فلیس منّا و من أنکرهم فکأنّما جاهد الکفار بین یدی رسول الله ص»
« هر کس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند، از ما نیست و هر کس صوفیه را انکار نماید گویا این که در راه خدا در حضور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با کفار جهاد کرده است.» ....
ادامه مطلب...
احادیث دال بر ذم و ردّ تصوف
2- پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در روایتی از لعن ملائکه بر این گروه خبر داده است، آن جایی که در اثنای سفارش های خود به ابوذر فرمودند:
ادامه مطلب...
احادیث دال بر ذم و ردّ تصوف
مخالفت سرسخت پیشوایان دین با بدعت صوفیگری
ادامه مطلب...
بنیان گذاران تصوف از دیدگاه اهل بیت (سلام الله علیهم)
3- ابوهاشم کوفی
نام وی عثمان بن شریک کوفی است و به ابوهاشم کوفی صوفی، شهرت پیدا کرده است.
ادامه مطلب...